ز بس در گلو عقده دارد دلم به زانوی غم سرگذارد دلم
چنان داغ دار توام روز وشب که خونابه از دیده بارد دلم
تو را ای خدایی ترین آرزو به دست خدا می سپارد دلم
تو رفتی ولی یاد تو ماندنی است پس از تو چنین می نگارد دلم
اسیرم اسیر غم و داغ تو سر کوی تو خانه دارد دلم
نگاهی تو بر چشم ترم مرو تو ز خانه ای مادرم
پرستوی مهاجرم چرا ز لانه می روی
مسافر خسته من چرا شبانه می روی
کتاب عشق من تویی چرا چنین بسته شدی
مگر تو هم مثل همه ز مرتضی خسته شدی
******************************
پ.ن.:یارخوش تولدت مبارک
|
سلام حضرت رو به تن کردم... بعضیا با تعجب به من نگاه می کنن که چرا پیرهن مشکی پوشیدی!!! ومن باز هم مظلومیت خانوم را بیشتر از بیشتر درک میکنم. فرود آورده اند .خوب گوش کن تا بشنوی که نوای واویلا در زمین چگونه پیچده است، خوب بنگر تا ببینی اشک ماتم از چشمان آسمان وآسمانیان جاری شده است ، این نوای فاطمیه است نوای قیامتی که مردو نامرد از هم تمیز داده خواهند شد وچه عجیب است که در این معرکه یک بانو ملاک شناخت مرد از نامرد شد . و وای بر مایی که از تبار مردانیم ونامردی میکنیم ووای برمایی که از دیار سیلی خوردگانیم وامروز سیلی میزینم . چه شده است ما را که نوای هل من ناصر را می شنویم اما لبخند می زنیم چه شده است ما را که می بینیم اما میگذریم چه شده است که فاطمه(س) را میشناسیم اما فاطمی نمی شویم !چه شده است ما را؟!..... آخر مگر در ازل عهد ابدی نبسته بودیم که یاری کنیم خاندانش را پس چرا امروز به دستان بسته علی فقط نگاه میکنیم!!! چه شده است که نمکدان ها را می شکنیم و بر شکستنمان افسوس نمی خوریم چه شده است مارا فاطمیه آمده است ... این دلنوشته از طرف یارخوش به آستان مقدس زهرا همون گم شده بقیع...
| |||||
|
قربان چادر خاكيت مادر كه يادگار كوچه هست وسيلي ، كه يادگار شرم مولاست، مولاي دست بسته ، مولاي دلخسته ، كه يادگار گريه هاي زينب(س) است كه يادگار اشكهاي حسن(ع) ونگاه غمگين حسين(ع)
| |||||